از چشم انداز ولایتمداران در هیچ زمانی آمریکا، دشمن بزرگ و قوی پنجه و تیز دندان نظامی که بر اساس شریعت اسلامی بنیان گذارده شده است، چنین خوار و حقیر نبوده است. بیش از 33 سال است که توطئه ها، تهدید ها، نقشه ها و طرح های "شیطان بزرگ " خنثی و با شکست روبرو شده است. برنامه جنگ هشت ساله را تدارک دیدند با "دفاع مقدس " رو در رو گردیدند که چه سر بلندی ها و سر افرازی ها که برای جمهوری اسلامی ببار نیاورد. درست است که از راه کربلا به فتح قدس دست نیافتند، اما یک وجب از خاک خود را نیز از دست ندادند. پس از شکست در جنگ سخت، آمریکا و متحدین ش دست به "جنگ نرم " زدند و "فتنه ی سبز " را براه انداختند که با تدبیر و درایت ولایت فقیه در هم فرو پاشیده شد. اگرچه جریان دیگری در درون دولت بنام "جریان انحرافی" راه اندازی گردید.
ادامه مطلب
از آن زمانیکه، زمزمه ی حمله نظامی به تاسیسات اتمی ایران از روزنه های نامعلومی به بیرون درز نمود، رژیم ولایت بی درنگ در سنگر دفاعی خود خزید ن گرفت، سنگر ی که دوست دارد همیشه در آن بماند، سنگر معصومیت و مظلومیت، سنگر جهاد و شهادت، سنگر دین اسلام راستین. در پناه همین سنگر است که سردار حاج قاسم سلیمانی، فرمانده سپاه قدس، سپاهی که دشمنان نظام ولایت را رصد میکند، در حضور 50000 بسیجی در کرمان(3 آذر 90) در واکنش نسبت به تهدید به ترور ش "توسط مقامهای آمریکایی " (اطلاعاتی که از کانالهای مخفی بدست آمده) بنا بر گزارش سایت الف :
ادامه مطلب
در ایرانی آزاد و دموکراتیک، در ایران آینده، به فرض که آیت الله ها و حجت الاسلامها از فراز منبر قدرت فرو آیند و به جایگاه اصلی خود، به مساجد و حوزه های علمیه باز گشته و حرفه ی دینداری خود را از سر بر گیرند. آیا میروند در این اماکن "مقدس " می نشینند و از نهی از منکر و امر به معروف دست بر میدارند؟ از تعریف و تعیین خوب و بد، حلال و حرام، زشت و زیبا، و تعلیم عبادت و تقوا، تسلیم و اطاعت، جهاد و شهادت و عبودیت و بندگی، خود داری میکنند؟. فریب و ریا را رها و درستی و راستی نسبت به مردم پیشه سازند؟ چه خیال باطلی!
ادامه مطلب
در هفته ای که گذشت، ولایت فقیه به شهر کرمانشاه و چندین شهر در منطقه ی غرب سفر کرد. مهم نیست که ولی فقیه به کدام یک از نقاط کشور سفر نماید. قصد او، اما، همیشه یک چیز بوده است: تجدید و احیای سلطه ی ولایت، سلطه ای که واسطه اش دین، باورها و ارزشهای دینی اند. سلطه ی ولایت تنها میتواند با حضور گسترده ی مردم به تایید و تصدیق برسد. که حکومت اسلام که مظهر آن ولایت است، همان حکومت مردم است. با آنان یکی ست و جدا از آنان نیست. ولایت وقتی میتواند خود را جلوه الله، مظهر یکتایی و یگانگی او نشان دهد که در برابر امواجی از انبوه مردم، قرار بگیرد. ولی فقیه همیشه بر جایگاهی بالاتر و برتر و دورتر از انبوه مردمی که خود را جلوه آنها می پندارد، تنهای تنها جلوس پیدا میکند، بدون آنکه حتی کسی او را بتواند به چشم از دور ببیند. اخیرا ولایت را در جایگاهی می نشانند که تاریک و نیمه روشن است. البته بمنظور احتیاط و حفظ امنیت ولایت. اما مگر کسی میتواند الله را به چشم ببیند؟
ادامه مطلب
اخیرا تصاویری از افراد نیروهای انتظامی در رسانه های اینترنتی مشاهده میشوند که بر فراز بام ساختمان ها با دیش های ماهواره ای سخت گلاویز اند. ماموری را می بینی که لگد در شکم دیش فرو برده است. سعی میکند آنرا خمیده ساخته، در هم پیچیده، زار و نزار و خرد و خمیر ش نماید، چنانکه هرگز نفس بر نیارد.
ادامه مطلب
مسئله این نیست که در کشور ما، "اختلاس " اتفاق افتاده است، آنچه مهم است، این است که اختلاس در جامعه ای به وقوع می پیوندد که "اسلامی " است نه در کشورهای فاسد سرمایه داری در غرب یا شرق، در جامعه ای معنوی و اخلاقی، جامعه ای که براساس اراده و امیال الله، خدای یکتا و یگانه، خدایی دانا و توانا، بنیان گذارده شده است. اختلاسی چنین کلان و بزرگ در جامعه ای رخ میدهد که قرار بر آن بوده است که تنبیه و مجازات، سخت و تند و سریع، بدون هیچ گذشت و چشم پوشی، دست ها را همه راست و دل ها را یکسره پاک، سازد. "ولایت فقیه،" همچنانکه در جلوی منبر نماز جمعه نگاشته شده است، "همان ولایت رسول الله " است، یعنی که بر جامعه ی ما فردی حکومت میکند که اراده ی الله در گزینش او دخالت داشته است. حکومت او فرا زمینی ست. الله همچنانکه، محمد را برگزید که حکم او را جاری سازد، امامت و ولایت را نیز ادامه ی رسالت ساخته است. اختلاس و فساد از جوامع غربی و از امپریالیسم و صهیونیسم بر میخیزد، نه از یک جامعه اسلامی که حاکم بر آن رسول الله است. حکومت علی خامنه ای همان حکومت حضرت محمد در 1400 سال پیش از این است.
ادامه مطلب
در 33 سال پیش از این، بر فراز بام ها و در دل شب ها، آیا فریاد الله اکبر بود که بگوش میرسید و یا زنده باد آزادی؟ آیا این باور به آزادی بود و یا اکبر بودن الله که مردم را به اعتراض و مقاومت در برابر نظام شاهی بر فراز بامها میکشانید؟ آیا میتوان گفت مردم در آغوش کشیدن آزادی را هدف و سوی خود قرار داده بودند و از فریاد الله اکبر استفاده ی ابزاری میکردند؟ اگر چنین استدلالی هم وجود داشته است تنها میتوانست در احساس و عواطف پخته شده باشد، نه خرد و محاسبه ی عقلانی. زیرا که وسیله ی برگزیده، هرگز آنها را به مقصد ی که در پی آن بودند، نمیرساند. در چنین صورتی نمیتوان اتهام فریب کاری را به خمینی، رهبر انقلاب، نسبت داد. که با خدعه و نیرنگ، با قول و قرار مبنی بر تایید و تصدیق آزادی ها برای تمامی مخالفین، از جمله کمونیست ها، "مردم آزادیخواه " و "آزادی طلب " را فریفته، بجای آنکه یک جامعه ی آزاد و دمکراتیک بسازد، به قم رفته و به حفظ دین بپردازد و به قرار خود وفادار بماند، آمد و بنیان حکومت ولایت مطلقه ی فقیه را پی ریزی نمود. اگر استبداد باز گشته است، بآن دلیل نیست که مردم به استقبال آن شتافتند، آنها را فریفتند. قول آزادی دادند اما دیکتاتوری به ارمغان آوردند.
ادامه مطلب
یکی از ویژگیهای بارز و برجسته ی نظام ولایت و یا حکومت "مردم سالاری دینی،" آن است که به سختی ممکن است که فرد و یا نهادی را بیابی که بوی مسئولیت به مشام ش رسیده باشد. آیا تا کنون شنیده شده است که ولایت فقیه هرگز مورد سوال کسی قرار بگیرد؟ گرچه امر و اراده و تصمیمات او ست که سر نوشت یک جامعه را رقم میزند، با این وجود تا کنون پیدا نشده است کسی که درایت و مدیریت ولایت را به پرسش بکشد و از وی درخواست پاسخ نماید. چرا که او خطا ناپذیر است و عادل. ولایت فقیه همان ولایت رسول الله است. یعنی که سرنشین بارگاه قدرت و تقدس است. آیا میتوان چنین فرشته ی مقدس شمشیر بسته زیر قبا را، مورد سوال قرار داد؟ که بعنوان مثال، به چه دلیل رای خود را بر رای مردم در انتخابات ریاست جمهوری 88، ارجح داده و با بیرحمی و خشونت اسلامی به سرکوب معترضین پرداخته است؟ بفرمان چه کسی گارد های ضد شورش و لشگر چماق داران و قداره بندان سپاهی و بسیجی ، به خیابان ها گسیل گردیدند که بزنند و بگیرند و ببرند و ببندند؟ روشن است که نه نهادی هست و نه زنده و یا جنبنده ای که بتواند حضرت ولایت را متهم به هیچگونه مسئولیتی در هیچ امر و اموری، بنماید. ولایت ماورای مسئولیت است. او به هیچ کس مسئول نیست مگر خدای یکتا و یگانه، الله. مسئولیت در برابر الله است که برای ولایت فقیه، مصونیت از مسئولیت در برابر ملت را به ارمغان میآورد. جماعت نسبت به ولایت مسئول اند اما او عاری از مسئولیت است.
ادامه مطلب
ما ایرانیان چه خوب میدانیم که فروپاشی دیکتاتوری لزوما به رهایی و آزادی از یو غ نظام فرمانروایی و فرمانبری، ختم نمیشود. حتی میتواند استبداد و خود کامگی را استحکام و تداوم بیشتری ببخشد. تاریخ نویسان، از انقلاب 1357 در ایران بعنوان انقلابی سخن خواهند راند که نه تنها بندی را از گردن مردم بر نگرفت بلکه سخت به زنجیر شان کشید.
ادامه مطلب
پس از وارونه ساختن حقایق بر محور اخلاق عبودیت و بندگی، سختگیری بر تن و "نورانی " ساختن دل و پیمودن "صراط مستقیم،" در خطبه ی عبادی، ساحر بزرگ، خداوند خامنه ای، خطبه سیاسی و یا خطبه ی ریاکاری را در عید فطر، روز جشن به پایان رسیدن خود آزاری و بیدار سازی وجدان ها، با سلام و صلوات و حمد و ستایش الله و رسول خدا و خاندان او، آغاز نمود. سپس به مناسبت راه پیمایی روز قدس، پس از چندین هفته متوالی دمیدن "صفا " و "صمیمیت " در روح و زدودن "حسد و بخل و کبر و شهوت " از درون در ماه مبارک رمضان، مراتب امتنان و رضایت خویش را از امت اسلامی برای ابراز انزجار و تنفر و آمادگی برای کین خواهی از قوم صهیونیسم، بجای آورد؛ از سر خلوص و فروتنی از بیخ آسمان بر زمین خزیدن گرفت و از ژرف ترین نقطه ی جانش ناله برآورد و گفت:
ادامه مطلب
ساحر بزرگ، خداوند خامنه ای به مناسبت عید فطر، روز جشن عبودیت و بندگی، بر فراز منبر ی (تریبون) که بر رخ آن نقش بسته بود این کلمات سحر انگیز و ماورایی: "ولایت فقیه همان ولایت رسول الله است،" به خطبه خوانی پرداخت. ابزار سخنوری و لفاظی، فن و فنون ساحری، همه با مهارت در خدمت در آورد که شیفتگان ولایت را در تسلیم و رضایت غرق نماید تا دروغ های بزرگ او را همچون حقیقتی بدون چون و چرا بپذیرند. که ولایت هست و بجز ولایت چیزی دیگری نیست. که ولایت، نجات است و سعادت. که ولایت اگر چه پا در زمین است، اما، به آسمانها سر کشیده است. که در بندگی و عبودیت است که به خدایی رسیده است.
ادامه مطلب
معرکه گیری در ماه رمضان به اوج خود میرسد و بازار معرکه گیران داغ و پر رونق میشود. کسانی معرکه ها را برپا میکنند که مظهر دین و قدرت اند و ذاتا تردست و مکار، از ولی فقیه و مرجع تقلید گرفته تا مجتهد و طلبه و از روسای قوای مجریه و مقننه و قضائیه گرفته تا وزیر و و مدیر و تاجر. مراسم شام افطار ی بپا میکنند، مجلل و با شکوه. داد سخن میدهند و فضایل و کرامت های خود را به نمایش میگذارند. در معرکه گیری با یکدیگر رقابت میکنند، شدیدا در بر انگیختن حیرت و آفرینش دروغ های بزرگ و وارونه ساختن حقایق و خوار شمردن آنچه بزرگ است و حقیقت.
ادامه مطلب
رمضان، ماهی ست که در آن وجدان ها بیدار میشوند- یا حد اقل انتظار بر این است. زندگی روز مره و هر آنچه که از روی خوی و عادت انجام میشود، بحالت تعویق در میآید، بویژه آن کنش هایی که همراه است با رضا و خشنودی و لذت تن از جمله خورد ن و نوشیدن که از صبح سحر آغاز میشود تا غروب آفتاب. بیداری وجدان، مسلمان را وا میدارد که از خود و نیازهای خود ببرد و به خداوند یکتا و یگانه، الله، بپیوندد.تمام وقت باو بیاندیشد و شکر و مناجات او را بگوید. بعضا بر آنند که اراده الله از صدور احکام رمضان، آموزش عدالت به بندگان خود بوده است که تحمل درد و رنج گرسنگی و تشنگی، غنی را آگاه سازد از وضع فقیر و گرسنه تا با بیداری وجدان گشاده دستی نموده و به رفع نیازها شان بشتابد. بی جهت نیست که باورمند ان، صلح و صفا، عفو و بخشایش را از خصائص رمضان میدانند و فرصتی برای شستن آلودگی ها از درون و تزکیه ی نفس انسان. الله، رمضان را به انسان اهدا نموده است که آزار و سختی تن را بپذیرید تا بتواند بر غرایز سرکش خود فائق آید و خویشتن را به امر و اراده ی خداوند، تسلیم نماید.
ادامه مطلب
جایگاه محاکمه دین، افکار عمومی ست، برغم حساسیت و تعصب و غرور و غیرت برخی از هموطنان. این داد گاه، داد گاهی ست جوینده ی حقیقت از طریق نقد و نظر. بدین منظور یا باید از خشم مردم هراس بدل بداریم و دم فرو ببندیم و در لانه خود بخزیم؟ و یا بحساب دینی که بر ما فرمانروایی میکند برسیم. در دادگاه دین، همگان حضور دارند، یا بعنوان متهم و مدافع و یا بعنوان دادخواه و طلبکار. هر فردی میتواند نقش خود را بر گزیند که قاضی باشد یا بازپرس و یا دادستان و یا وکیل مجرم. حضور شاهد و شهود و ارائه مدارک جرم نیز در این داده گاه آزاد است. در این دادگاه هیچ چیز پشت درهای بسته اتفاق نمی افتد. نه بازجویی هست و مفتش ی و نه تیغ و تازیانه ای، نه مشت و لگد ی، نه شکنجه و تجاوزی، نه ترسی و هراسی. چرا که در جهانی به وقوع می پیوندد که مجازی ست، جهانی که حتی امام زمان هم قادر نیست که بر آن مدیریت کند. وانگهی، هم اکنون هستند بسیاری که دین را به دادگاه کشانده اند از جمله است آقای مشیری، که تماشاگران و شنوندگان بیشماری در آن دادگاه حضور دارند.
ادامه مطلب
32 سال است که دین بر ما حکومت میکند. اما آیا میتوانیم با اطمینان خاطر بگوییم که در جامعه ی ما دین چه نقشی را بازی میکند؟ آیا واقعا این دین است که حکم میراند و یا آنها که خود را متولی و نگاهدار دین میدانند مثل آیت الله ها و حجت الاسلام ها و مراجع تقلید؟ براستی رابطه ی آیت الله خامنه ای و یا ولایت فقیه با دین چیست؟ و یا رابطه هریک از سران و ماموران حکومت از رئیس جمهور گرفته تا سران سه قوا و فرماندهان انتظامی و امنیتی با دین، چه میتواند باشد؟ آیا بدرستی روشن است که در مدیریت و تصمیم گیری های این صاحبان قدرت، دین چه نقشی بازی میکند؟ آیا تبعیت از دین هیچگونه اصطکاکی با تبعیت از قانون ندارد؟
ادامه مطلب
بحرانی که ساختار قدرت با آن دست بگریبان است، در واقع تنها بحران سیاسی نیست بل به طریق اولی بحرانی ست ایدئولوژیک و دینی. معضل "مهدویت " است و ظهور و حضور امام عج. چرا که دستگاه روحانیت برهبری ولایت در رقابت افتاده است با امامت و یا موجودی که دستگاه فقاهت خود آنرا در طول یکهزار سال با ابزار تنفس مصنوعی، زنده نگاه داشته اند، چیزی که در آن گذشته ی دور باید نابود و نیست میشد، هم اکنون در واقعیت "حضور" یافته است و تمایل به ظهور دارد و دعوی فرمانروایی و مدیریت بر جهان. حال آنکه ولایت "قول فصل" است و حرف آخر، غایت است و نهایت. گره گشای همه مسائل است و مشکلات و اختلافات. نباید عملی واقع شود مگر در پیروی و تبعیت از ولایت. از این روی ولایت را هم از ظهور وحشت و نگرانی هست و هم از حضور. زیرا که آغاز امامت، پایانی ست بر حکومت ولایت.
ادامه مطلب
اگر نیک بنگری، آنان که بر جامعه ی اسلامی، جامعه ای که بر آن شریعت دین اسلام حاکم است و "ولی فقیه " حکم میراند، تنها بخش فوقانی بدن شان از جنس انسان است، یعنی سر آنها. تن شان، اما، تن بوزینه است. چرا که
این موجودات توانایی تعقل و تفکر را دارا می باشند، ولی بسی محدود و تنگ و باریک. به جهان هستی از ته سوزنی مینگرند. نگاه آنان به انسان، نگاه بشری ست که در دوران طفولیت خود بسر میبرده است. بیابان گرد بوده است و صحرا نشین. نه خواندن میدانسته است و نه نوشتن، نه ریاضی. نه فیزیک، نه قوانین حاکم بر طبیعت را کشف کرده بود. نه انسان و توانایی های نهادین و ظرفیت های کسبی او را مورد چند و چون قرار داده بود و نه در کیستی و چیستی او به کاوش پرداخته بود. بوزینه تنان آنقدر در گذشته و احکام از پیش ساخته شده و پیشداوریهای 14 قرن پیش از این، غرق گردیده اند که بر آنچه تا این زمان از انسان به منصه ظهور رسیده است و جهانی که به دست خود آفریده است، دیدگان خود را بسته اند. نمیتوانند پذیرای این حقیقت باشند که رشد و تکامل انسان نا متناهی و نا محدود است.
ادامه مطلب
زد و خورد و بگیر و ببند در درون حلقه های رهبری و مدیریت و یا ولایت و جمهوریت، هنوز ادامه دارد. چنانکه گویی از گسترش دامنه آن عمدی هست و کسی و یا نهادی از آن بهره بر گیرد. ظاهرا "جریان انحرافی" برغم " بال و پر قیچی " شده و دهانی خونین، در میدان نبرد بجای خود مانده است. تهدید و خط و نشان کشیدن و دندانهای تیز و برنده را به یکدیگر نمایاندن، تهمت و اتهام، واقعیتی است که عناصر یک نمایش و صحنه گرادنی سرم گرم کننده و تفریحی را در بر دارد. پر رمز و راز است و پر پیچ و خم. بدرستی روشن نیست که خیر و شر از کدامیک بر میخیزید، از حلقه ی رهبری و یا حلقه ی رئیس جمهوری؟ اختلاف بر سر چیست؟ آیا این اختلافات واقعی است و یا ساختگی؟ آیا میتوان به آنچه از رسانه های ولایتی و دولتی بگوش میرسد، اعتماد نمود؟ در نظام ولایت هیچ چیز بوقوع نمی پیوندد که تهی از اسرار و نا گفتنی ها باشد. چرا که در جامعه ای که ولی فقیه آخرین حرف را میزند و نقطه ثقل یک نظام اجتماعی است، هر اتفاقی که می افتد و هر پدیده ای که ظاهر میشود، نمیتواند عاری از فریب و ریا باشد. ادامه مطلب
کمتر کسی را در حلقه ی رهبری و یا در نهادهای جمهوری، ازجمله قوای سه گانه، وزارتخانه ها و اداره ها، می توان یافت که با این یاد آوری سردار پاسدار، شمشیر برنده ی شریعت، محمد علی جعفری، مبنی بر "هرچه داریم از اسلام است نه ایران،" موافق نباشد و یا خود آنرا بنوعی دیگر تکرار نکند. مثلا اخیر سردار فضلی، جانشین رئيس سازمان بسیج مستضعفين نیز گفته است "امروز هر چه داريم از بركات هشت سال دفاع مقدس است." در همراهی خود جوش با این فرماندهان، همشهری آنلاین، گزارش میدهد که رئیس قوه قضائیه، آیت الله صادق لاریجانی خاطر نشان ساخته است که "هرچه داریم از قرآن و عترت داریم." این مبالغه و غلو گویی به انواع دیگر نیز بیان میگردد، مثل " هرچه داریم از ولایت یا از امام و یا از علی و یا حسین است. پس ای مردم ایمان آورید که هرچه داریم از اسلام است، نه ایران.
ادامه مطلب
هنوز بسیاراند، آنانی که رابطه ی دین را با "دینکار " یا اسلام را با مسلمان و یا باور را با کنش آدمی، انکار میکنند. بعضا، ولی فقیه، آیت الله خامنه ای و پیروان وی را چیزی کمتر از جنایتکار بشمار نیاورند. اما بندرت اتفاق میافتد که کنش او را نسبت بدهند، به آئین اسلام، به اصل و اصول و احکام شریعت، دینی که بدان ایمان دارد و سراسر زندگی خود را در خدمت سروری و سلطه آن بکار گرفته است. گویی که کیستی و چیستی، ولی فقیه، علما، فقها، مجتهدین و مقلدان آنان، چندان ارتباطی با ارزش ها و باورهای دینی شان، ندارند. ادامه مطلب
بیایید به این حقیقت باور به ورزیم که تا آن زمانی که حوزه های علمیه، نهادهای تولید کننده ی قشری از جامعه که "روحانیت " خوانده میشود، پا برجا و بر سراسر جامعه سلطه افکنده اند، نه میتوان جدایی دین از قدرت را انتظار داشت، نه آزادی و دمکراسی را و نه میتوان به رهایی وجدان از دغدغه های دین و شریعت امیدوار بود. اگر نهاد کهنسالی همچون، نهاد شاهنشاهی منقرض شدنی ست، چرا به فرو پاشی حوزه های علمیه نیاندیشیم، حوزه هایی که در طول تاریخ، فرهنگ، اخلاقیات و راه و روش زندگی ای را تبلیغ و ترویج نموده اند که اساسا در خصومت و ستیز بوده اند با آزادی و عقل و خرد انسانی، با خود آئینی و خود مختاری. مگر آنکه در ماندن و پس رفتن راضی و خشنود باشیم. به تحولاتی تن در دهیم کمتر از تاریخ ساز، و به جایگاهی برجسته برای ملت خود در کنار ملت های بزرگ تاریخ، امید نبدیم.
ادامه مطلب
14خرداد امسال، روز سال مرگ بنیان گذار حکومت دین، امام خمینی، بار دیگر به فرصتی مناسب برای صحنه آرایی و ارتقا ولایت فقیه به یک موجود فرا زمینی، تبدیل گردید.
گزارشی که از طریق پایگاه اطلاع رسانی دفتر رهبری در اختیار مطبوعات و رسانه های ارتباطاتی از جمله رادیو و تلویزیون، قرار گرفته است، مراسم سال مرگ خمینی را به گونه ای توصیف میکند که تنها میتواند در ذهن گزارشگر پخته شده باشد. پایگاه...گزارش میدهد که: ادامه مطلب
خواسته یا نا خواسته عزل و نصب وزیر اطلاعات، سرپوش چاله ای عظیم از لجن و گنداب را به بیرون پرتاب نمود و بوی گند برخاسته از آن ملت را سخت، گیج و حیران و بیمار ساخت. چه شاخ و برگها که از آن نرویید. چه جنجال و هیاهویی که بپا نشد. پای جن گیر و رمال و مرتاض و ارتباط با موجودات ماورایی بمیان کشیده شد. در درون دولت نیز یک "جریان انحرافی " کشف گردید که برنامه ها و نقشه های طولانی مدت در سر میپرورانده اند، جریانی که ایران را بر اسلام میافزاید و حضور امام را مبدا مدیریت قرار میدهد.
ادامه مطلب
همچنانکه انتظار میرفت، داستان "نافرمانی " ریاست جمهوری از فرمان ولایت فقیه، داستانی ست دنباله دار. نظام ولایت هم اکنون نیازمند فضایی ست گرفته و مه آلود. مگر رعد و برقی شود و طوفانی عظیم به پا، تا بتوانیم یکدیگر را به دیده آوریم و بهم به پیوندیم. . چرا که در شرایط کنونی اجنه ها، جن گیر ها، رمالان، مرتاضان و عارفان کاذب، نظام ولایت را مورد شبیخون قرار داده اند. آمده اند که از ولایت عبور کنند و به امامت برسند.
ادامه مطلب
آنچه در راس ساختار نظام ولایت، بوقوع پیوسته است و هنوز نیز ادامه دارد، بظاهر مبارزه ایست بر سر قدرت، کشمکش ی ست در خدمت کنترل اهرم ها و نهاد های کلیدی جاسوسی و امنیتی از جمله وزارت اطلاعات و وزارت کشور. تحلیل گران و ناظران شرایط سیاسی ایران در داخل و خارج، بعضا بر آنند که در اختیار گرفتن هریک از این وزارتخانه ها میتواند کفه ی ترازو را در انتخابات "مجلس " شورای اسلامی در اواخر سال جاری و ریاست جمهوری در دو سال آینده، به نفع ولایت و یا ریاست جمهوری بر زمین نشاند.
ادامه مطلب
بعضا بر آن تصورند که جمهوریت چیزی ست بیشتر از یک شیِی تزئینی بر قد و قامت زشت و زمخت حکومت دین. جمهوریت را ولایت بنیاد گذارده است که چهره ی کریه حکومتی را بپوشاند که دشمن آشتی ناپذیر انسان است و آزادی. بالا گرفتن تنش بین ولایت و جمهوریت، بار دیگر این واقعیت را به ما یاد آوری میکند که جمهوریت نه ساخته ی دست مردم است و نه برای خدمت به مردم پا به عرصه وجود نهاده است. عهد و قرارداد ازدواج دین و قدرت، و یا ولایت و جمهوریت در آسمانها به امضا رسیده است. این است که این همسری در عمل به افت و خیز هایی دچار میشود که خطرناک و کشنده بنظر میرسند، چنانکه گویی بندباز انی هستند که با مهارتی بس بسیار بر فراز بلندی ها در بین زمین و آسمان یک دیگر را رها میکنند پس از چند پشتک و وا رو، بار دیگر بهم وصل میشوند و با هم یکی.
ادامه مطلب
رئیس جمهور حکومت دین، آقای احمدی نژاد در روز دوشنبه 15 فروردین، اولین نشست خبری خود را با خبرنگاران رسانه های داخلی و خارجی در سال 90 برگزار نمود. در این نشست، رئیس جمهور ایران از هر دری سخن راند. اما بگونه ای که گویی در مرکز توجه جهانیان قرار گرفته است. وی با آمادگی و مهارت تام و تمام در باره ی مطالب گوناگون و متنوعی سخنفرسایی نمود، از جمله معرفی دانه های درشت مافیا ی اقتصادی، مسائل بانکی، تولید بیش از دو میلیون و نیم شغل، افزایش 9 درصدی حقوق کارمندان دولت، قیمت واقعی نفت، تحریم های اقتصادی، استقبال از مذاکرات با کشورهای 5+1 ، ایمنی در نیروگاه بوشهر، وقایعی که در کشورهای شمال آفریقا اتقاق میافتد، بویژه سوریه، مصوبه کنفراس شورای همکاری خلیج فارس.
ادامه مطلب
بیش از سی و دو سال است که ما ایرانیان شاهد بازی دین و قدرت و یا ولایت و جمهوریت بوده ایم. در این بازی گاهی هم آهنگ بوده اند و گاهی در رقابت، گاهی در ستیز و خصومت. اما پیروزی از آن دین بوده است و خواری از آن قدرت. بنی صدر، اولین رئیس جمهور نظام ولایت با بیش از 14 میلیون رای ملت به منظور حفظ جان و اجتناب از محاکمه به جرم محاربه با الله و آویخته شدن به دار مجازات ، مبدل، پا بگریز گذارد. حجت الاسلام محمد خاتمی بعنوان رئیس جمهور نظام مردم سالار زیر ضربات ولایت، شرمنده و رسوا شد. دو بار با بیش از دو سوم رای ملت به قدرت رسید، جز عجز و نا توانی در برابر ولایت از خود چیزی دیگر بروز نداد. آن دوران، دوران دیگری بود. نه تنها ایران که منطقه خاموش بود
ادامه مطلب
یا علی گفتن آیت الله خامنه ای هنگام تولد به روایت امام جمعه و تولیت قم، آیت الله سعیدی، یکی از داغ ترین خبرهایی بود که در چند روز اخیر در فضای مجازی و ماهواره ای منفجر گردید و در مرکز توجه ها قرار گرفت. بهمین دلیل بی درنگ به ابزار مزاح و تفریح و سرگرمی تبدیل شد. حتی یکی پیشنهاد کرده بود که از این روایت یک نمایش مضحک و خنده آور باید ساخته شود چون این یک معجزه ی آسمانی ست که ولایت برای مردم ایران به ارمغان آورده است.
ادامه مطلب
در هفته ای که گذشت خبری در سایت های اینترنتی انتشار یافت که بدلیل "شفافیت" شگفت برانگیز ش، چشمها را خیره میساخت. خبر ساز، این بار وزیر فرهنگ و "ارشاد اسلامی،" محمد حسینی، بود. وی برای دیدار نوروزی و تبریک به کارمندان و کارکنان، به وزارتخانه تشریف برده بودند. در این دیدار است که آقای وزیر"ارشاد اسلامی" شمشیر شریعت را بر میکشد و به آنان اخطار میکند که:
ادامه مطلب
اگر به چهره ی ولایت نیک بنگریم، چیزی جز دین رویت نکنی. چرا که در ولایت ست که میتوانی جلوه الله را مشاهده کنی به یکتایی و یگانگی او آگاه شوی و او را تجسم مالکیت بر بهشت و دوزخ و یا رحمان و جبار در یابی. ولایت به آن دلیل ادامه ی رسالت و امامت است که از راه تحکیم دین است که ساختار قدرت را استحکام می بخشد. او سمت و سوی و شکل جامعه را بر اساس اراده ی الله و شریعت دین اسلام تعیین و تعریف میکند. نیازی نیست که اکثریت جامعه به ماهیت فرا زمینی ولایت، باور و ایمان داشته باشند. باورمندانی که به ولایت تعهد دارند البته که پاداش گیرند، در این سرا، غنی و فربه، سردار و فرمانده شوند و در سرای آخرت، به آرامش و رستگاری تا ابد زندگی بگذرانند
ادامه مطلب
زن با پسوند "آزاد،" کابوسی است هراس آفرین در جهان بینی حکومت ولایت، علما، فقها، مجتهدین و یا آیت الله ها، مراجع تقلید، حجت الاسلامها و طلبه های حوزه های علمیه. بختک ی ست که بر تخت سینه شان سنگین نشسته، و ترس و وحشت مرگ را بر وجود شان مستولی میسازد. نه اینکه ریاضت کشی و تحمل رنج الله شناسی، آنان را همچون کشیش های کاتولیک از ارضای شهوت خویش، محروم نموده باشد. الله، مرد را به لذت بری از زن تشویق کرده است. الله زن را برای مرد خلق نموده است، برای خشنودی و رضای بنده ی خود. الله مرد را بنده ی خاص خود بشمار میآورد. اما زن را به بندگی مرد در آورده است. کشت زاری خلق کرده است برای مرد. به مرد توانایی داده است که بهره برگیرد از زنان و شهوت خود فرو نشاند. در واقع تخم حرم سرای خلفا و پادشاهان و ارباب ان را پیامبر اسلام پاشیده است. چرا که زنان پیامبر اسلام بیشمار بودند و شهوت ش سیر ایی ناپذیر. بهمین دلیل اسلام با زنان آزاد، جاودانه در ستیز و خصومت است. چون زن که آزاد شد، که مستقل شد، طغیان و عصیان میآورد، بنای حرم سرا را ویران نموده و می نهد نقطه ی پایان را بر حکومت ولایت تا قیامت. یعنی که زن آزاد شالوده ی نظام اسلامی را که مبتنی بر تسلیم و اطاعت است بخطر میاندازد*.
ادامه مطلب
گویی که تا کنون این تعبیر از جنبش سبز بعنوان جنبشی با خواستی محدود اما با کف ی محکم ، بمثابه یک تعبیر معقول پذیرفته شده است. یعنی که جنبش سبز بیشتر از کف، تنزل را قبول ندارد. مثلا انتخابات آزاد در چارچوب قانون ولایت فقیه، حد اقلی ست که جنبش سبز مطالبه میکند. آنهم بر اساس "مذاکره " و "آشتی،" نه "خودی و غیر خودی" و یا اعتقاد به گفتمان بمعنای گفتگو بعنوان بهترین ابزار برای حل مشاجرات.
ادامه مطلب
قیام مردم تونس، رهبر خودکامه، اما تجدد خواه و اسلام ستیز تنها حزب سیاسی را سر نگون ساخته است. هم اکنون بدرستی روشن نیست که به کدام سو روان است. به دین پناه میبرد و یا بسوی آزادی و انسانی ساختن نهاد های اجتماعی؟ دولت آشتی ملی با مقاومت مردم روبرو گشته است و بنظر نمیرسد که موفق شود که بر ساختار نظام استبدادی، آزادی و دمکراسی را بنا نهد.
ادامه مطلب
هفته ی گذشته، اسناد خشم و خشونت، بیرحمی و انتقام جویی که در بازداشتگاه کهریزک درتابستان سال 88 بوقوع پیوسته بود، بدست رسانه های خبری افتاد. آنچه در کهریزک اتفاق افتاده است ،ضرب و شتم مداوم با باتوم و مشت و لگد و لوله، ورفتار و گفتار خشن و تحقیر آمیز نسبت به مبارزین آزادی، بیانگر این واقعیت است که زمان آن فرا رسیده است که به نقش دین و آموزشهای شریعت اسلامی، قدری با فراخی بنگریم. بین دین و دیندار دیواری ایجاد نکنیم. همچنانکه کمونیست را از کمونیسم، فاشیست را از فاشیزم جدا نمی سازیم، اسلام را از مسلمان متمایز ننمائیم، بویژه هنگامیکه جنایت بر علیه بشریت رخ میدهد. باور را نمیتوان از باورمند مجزا ساخت. نیز اگر چنانچه خواسته باشیم واقعه ی کهریزک را مورد فهم قرار دهیم، باید بخاطر داشته باشیم که آنرا از کل نظام ولایت جدا نسازیم، نظامی که در آن شمشیر و شریعت باهم یکی و یکتا و جزء و کل نیز آئینه ی یکدیگرند.ادامه مطلب
امروز حکومت، حکومت ارزش هاست. سلطه، سلطه ی باورهاست. یعنی رژیمی که بر ما حکومت میکند، بازتاب آن چیزی ست که ما هستیم. در اینجا مهم نیست که از کدام طبقه ی اجتماعی برخاسته ایم و منافع مادی متخاصم و متضاد با یکدیگر داریم. اگر توزیع مالکیت و روابط تولیدی، نا برابر است و استثمار ی، ارزشها و باورها، فرا طبقاتی ست، مثل باور به «الله هست بجز او کسی نیست،» با تمام دنباله ها و حواشی آن از جمله باور به رسالت و امامت. یعنی باور به اینکه الله خود در برگزیدن محمد نظارت مستقیم داشته است و قوانین نهایی و کافی را برای هدایت بشر از ازل تا ابد از طریق رسول ش به زندگان ابلاغ نموده است. سرمایه دار و کارگر، دهقان و کشاورز، استاد و دانشجو، شاگرد و معلم، اصناف و اتحایه، همه با هم در این باور مشترک هستیم. مهم نیست که غنی هستی یا فقیر، از اشراف هستی و یا میانه حالی. همگان مفتخریم و به خود میبالیم که یکتا و یگانه، الله را می پرستیم. کلمات الله را مقدس و آسمانی میدانیم و اعجاز و حقیقت نهایی. باور داریم که اگر جن و انسان گردهم جمع شوند، نتوانند کلامی را مثل کلام الله بسازند.
ادامه مطلب
اگر بخواهیم شرایط حاکم بر ایران را مورد فهم قرار دهیم و بدانیم چه چیزی در حال وقوع است، آیا میتوان به نقطه دیگری بجز نقطه ی مرکزی، نظر افکنیم؟ پاسخ، البته بعقیده ی این نگارنده، منفی ست و اصلا نیازی به تفکر ندارد. زیرا که از این نقطه ی مرکزی ست که فرمانها، فتواها و رهنمود ها صادر میشوند. گردش جامعه در کل از این نقطه آغاز میگردد. چرا که در این نقطه است که شریعت و شمشیر و یا دین و قدرت در یک دیگر مستحیل میشوند، بگونه ای که تجزیه وشناسایی یکی از دیگری امری بسیار دشوار میشود. از این نقطه است که همه ی جادو ها و همه ی فریب ها، همه فتنه ها، همه خشم و خشونت و بیرحمی ها و نیز انتقامجویی ها، و در همانحال همه پند و اندرزها، همه زهد ورزی و عبودیت ها، آغاز میگردد. از این نقطه است که همه ی نیروهای اجرایی، قضایی و قانونی، و کل نیروهای مسلح و انتظامی، اطلاعاتی و امنیتی، مدیریت و فرماندهی میشوند. در این نقطه است که ولی فقیه بر فراز منبر ولایت نشسته است. معادل وی را در حزب کمونیست میتوان در مقام دبیر کل یافت و در فاشیزم، در جایگاه پیشوا. ولی فقیه را میتوان عرضه کننده نوع اسلامی استالین و هیتلر، شناسایی نمود. در خشم و خشونت و بیرحمی و سلطه بر یک دستگاه عریض و طویل و مخوف امنیتی و پلیسی، با آنها دارای وجوه مشترک میباشد.
ادامه مطلب
در شرایطی که قدرت، دین است و دین، قدرت، تدبیر چیست؟ از کدام یک باید رهایی جست؟ از قدرت و یا از دین؟ آیا چنین چیزی امکان پذیر است؟ یعنی که آیا میتوان آنچه از هم جدا نا شدنی است تجزیه نموده، یکی را سرنگون و دیگری را در زربفت پیچیده با سلام و صلوات از اریکه قدرت روانه ی جایگاه سنتی اش، مسجد و حوزه های علمیه ساخت؟ آیا میتوان امروز ضد قدرت بود بدون اینکه ضد دین بود؟ بعضا رای به انحلال حکومت اسلامی و بر انداختن شریعت، صادر میکنند، اما خود را نه دین ستیز بلکه سکولار میخوانند. یعنی که اگرچه این دوستان در واقعیت امر دین ستیزند و به خسارات جبران ناپذیری که دین بر جامعه ما وارد آورده است بخوبی آگاه هستند، با این وجود، به این تخیل رویا انگیز دامن میزنند که میتوان حکومت اسلامی را منحل نمود بدون اینکه به اسلام کوچکترین صدمه ای وارد گردد.
ادامه مطلب
بیش از سه دهه است که دین، خود شمشیر برگرفته و بدون واسطه ی شاهان بر جامعه سلطه افکنده است. یو غ شریعت را بر گردن مردم آویخته، آنها را از ابتدایی ترین حق و حقوق انسانی محروم ساخته و تا حد رعیت و بنده تنزل داده است. با این وجود، هنوز هستند بسیاری که دین را در آفرینش شرایط موجود در مرکز چیزها قرار نمیدهند و نقش آنرا فرعی تلقی میکنند. بر این تصورند که میتوانند جامعه ای دمکراتیک و سکولار، آزاد و آباد بر پا دارند، بدون اینکه تغییری در آنچه مرکزی ست ایجاد نمایند.
ادامه مطلب
به مناسبت سالروز انتخابات ریاست جمهوری، آقای موسوی بیانیه ای صادر کرده است که بنا بر گزارش سایت جرس« وی در این بیانیه منشوری برای جنبش سبز تدوین نموده که شامل اهداف، راهکار ها و هویت جنبش سبز است و آن را به عنوان متنی پیشنهادی برای جنبش سبز در معرض دید و قضاوت افکار عمومی و صاحبنظران قرار داده است(جرس، 25 خرداد).»
ادامه مطلب
اگر هراس بخود راه ندهیم و تعصب از خود دور بداریم، به عیان در خواهیم یافت که نقش دین، باورها و ارزشهای دینی را در تیره روزی و سیه بختی مردم ایران، نمیتوان نادیده گرفت. آیا حکومت اسلامی را میتوان چیزی دیگر جز محصول باورها و ارزشهای دینی ما دانست؟ آیا آقای خمینی هرگز میتوانست "امام " شود اگر ما ایرانیان ، به اصل و اصول امامت اعتقادی نداشتیم؟ آیا آقای خمینی و پس از او، علی خامنه ای میتوانستند به جلوه ی الله درآیند و همچون الله از ما اطاعت و بندگی بخواهند، اگر ما ایرانیان مسیحی و یا بودا پرست و یا هر چیز دیگری بجز مسلمان بودیم؟ اگر آیت الله ها و حجت الاسلام ها حکومت بر جامعه ایران را حق خود میدانند به آن دلیل است که ما مسلمانیم. اگر ولایت فقیه بر ما حکومت میکند و قانون ما قانون ولایت فقیه و رئیس جمهوری داریم که نوکر دربار ولایت است، درست به آن دلیل است که ما به امام اعتقاد داریم، نه به یکی و یا دوتا بلکه به دوازده تا از آنان. اعتقاد هم داریم که دوازدهمین در عالم غیب میزید و از آنجا ست که مدیریت جهان را بعهده دارد. البته هستند بسیاری که برای ملاقات امام عج بسوی چمکران میشتابند. ما شیعیان، عاشق امامان خود هستیم. تولد شان را جشن میگیریم، خیلی سفت و سخت، و در شهادت شان خاک بر سر خود میریزیم و خود را میزنیم. ما به امامت باور راسخ داریم و حکومت را حق امامان خود میدانیم. چون امام پرست هستیم دستگاه فقاهت را پرورش داده ایم که در زمان غیبت عج، احکام الله را به ما بیاموزند. در نتیجه خود را مقلد فقیه و مجتهد ساخته ایم. معاش آنها را پرداخته و در مسند زهد و تقوا نشانده ایم. حرف آنها را بر روی چشم میگذاریم. تعظیم میکنیم و بر دست آنها بوسه میزنیم. آنها را مقدس و روحانی میدانیم. در غیر اینصورت نه آیت الله ای بود و نه حجت الاسلامی و نه اندیشه ولایت در زمان غیبت. اگر به امامت باور نداشتیم، ولی فقیه که نمیتوانست ادعای ولایت کند، آنهم تا قیامت، نه تا فردا و یا آینده ای نزدیک. چرا که باور به امامت یعنی باور به حکومت امام و جانشین او تا ابدیت.
ادامه مطلب
ظاهرا مقام های قضایی و امنیتی در پیروی از مصلحت نظام که تنها از طریق ولی فقیه تشخیص داده میشود، تا کنون از دستگیری و محاکمه آقای موسوی، رهبر جنبش سبز، خود داری کرده و به خواسته های اصول گرایان درون و بیرون مجلس شورای ولایت مبنی بر مجازات سریع "سران فتنه " بی اعتنایی نموده اند. رژیم ولایت تمام فعالین و مشاورین آقای میر حسین موسوی را به خدمت بازجویان اوین فرستاده و او را تنها در میدان مبارزه نگاه داشته است که یک تنه به مخالفت و مقاومت خود با نظام ادامه دهد. در اینجا قصد آن نداریم که معنا و مفهوم این نرم خویی نظام را نسبت به "سران فتنه " مورد تامل و تاویل قرار دهیم. اما همین بس که با یقین میتوان گفت که باقی گذاردن موسوی در میدان مبارزه، اگر سود آور برای ولایت تلقی نگردد چندان زیانبار هم ارزیابی نمیشود. در واقع رژیم ولایت از آزاد گذاردن رهبران جنبش سبز (موسوی و کروبی) تابلویی ساخته است از "مردم سالاری دینی" در جمهوری اسلامی: شکست خورد گان انتخابات ریاست جمهوری آزاد هستند که دل تنگی ها و گله و شکایت خود را بیان کنند.
ادامه مطلب
ولایت فقیه در چهاردهم خرداد(89) بار دیگر بر فراز منبر جلوس نمود و «به مناسبت بيست و يكمين سالگرد رحلت امام راحل» بندگان الله را به تسلیم و اطاعت، تقلید و تبعیت، و یا به "اسلام ناب محمد ی " -اسلامی که خصم آشتی ناپذیر اسلام آمریکایی " است، فراخواند. ولی فقیه در آغاز خطبه خود به دوران رسالت رجعت میکند تا خشم و خشونت، بیرحمی و انتقام جویی که تا کنون برای حفظ و تداوم نظام اسلامی بکار گرفته است توجیه و مشروع سازد. بدین منظور وی به دورانی باز میگردد که الله خود بواسطه محمد بر بادیه نشینان عرب حکومت میکرد. دورانی که الله، محمد را برگزیده بود که مخلوق خود را به پذیرش و باور به اصل و اصول دین اسلام و شریعت الهی دعوت نماید. بنا بر قول ولی فقیه در آن دوران هم گویا بسیاری بوده اند که نسبت به حکومت الله دشمنی و خصومت می ورزیده اند و به الله «سوء ظن» داشته، و «وعده الهی» را« قبول» یا «باور» نداشتند. بدین لحاظ آیه ای را از آسمانها بر محمد نازل میکند و طی آن به محمد فرمان استقامت داده و باو توصیه میکند که از آنان که قصد انحراف از "صراط مستقیم " و "طغیان " و سر پیجی از امر و اراده الله را دارند شدیدا انتقام بگیرد و در تنبیه و مجازات شان مبادا کوتاهی کند و یا شک و تردید بخود راه دهد. که الله چنین فرموده است: «فاستقم كما امرت و من تاب معك و لاتطغوا انّه بما تعملون بصير.» در توضیح این آیه از سوره هود، ولی فقیه اظهار میدارد که:
ادامه مطلب
در آستانه سالگرد قیام ملت علیه رای ولی فقیه در 22 خرداد 88، رژیم دی واقعیت این است که بانگ الله اکبر، هراسی در دل رژیم ولایت نیندازد. چون نظام ولایت خود حافظ و نگهبان الله اکبر بوده است و عامل نهادین ساختن آن در شعور و آگاهی مردم. هیچ کس بهتر از آیت الله ها و حجت الاسلام ها، الله را نمیشناسند. آنها خوب میدانند که الله اکبر افسانه ای بیش نیست، مثل افسانه ی فرود آمدن جبرئیل از آسمانها و ایستادن بر فراز دو افق شرق و غرب و برگزیدن محمد و وادار نمودن او به قرائت (محمد امی بود). آیت الله ها، علما و فقها بخوبی آگاهند که الله، خدایی ست که محمد برای قدرت و اقتدار خود خلق کرده است. الله هرچه بزرگتر و عظیم تر، قهار تر و خشن تر، بهمان سان محمد. محمد الله هی را اختراع کرده است که چیزی جز بندگی و عبودیت، تسلیم و اطاعت و تقلید و تبعیت نخواهد. او الله را اکبر خواند که بتواند برای رضا و خشنودی اش شمشیر خود را بکار گیرد و سر مشرکان و کافران و منافقان، یعنی تمام آنانی که نسبت به توحید و نبوت شک و تردید بخود راه داده بودند، بر زمین افکنند.
ادامه مطلب
در آستانه سالگرد قیام ملت علیه رای ولی فقیه در 22 خرداد 88، رژیم دین تنها دست به اعدام «محاربین» معصوم نمیزند. دانشجویان و روزنامه نگاران و فعالین سیاسی را به زندانهای سنکین و طولانی مدت، محکوم نمیکند بلکه جامعه را به تمامی تبدیل به یک زندان عظیم مینماید. تمام نیروهای احرائی، انتظامی و رسانه ای، رادیو و تلویزیون را بسیج نموده تا نظم و مقررات حجاب را بدون کوچکترین اغماضی اجرا و جامعه را به صغارت و انقیاد بکشاند. گشت های ارشادی، نیروهای انتظامی، پاسداران دین و عوامل و جاسوسان رژیم، بیش از هر زمانی به نظارت بر زنان میپردازند و رخت و لباس، باریکی و فراخی روسری ها، آرایش و پیرایش ، تنگی و کوتاهی مانتو و شلوارشان را دائم مورد سنجش قرار میدهند. در همانحال آمیزش دختران و پسران، زنان و مردان را تحت نظارت گیرند مبادا که مظنون و نامشروع و روابطی باشد ازنوع صمیمانه. مبادا که در آزادی، زنان و مردان بهم به پیوندند. رژیم هم اکنون به این واقعیت آگاه گشته است که وقتی زنان در صف اول مبارزه علیه رژیم دین قرار دارند و مردان به آنها میپیوندند، خطری بسیار جدی دین را تهدید میکند. بهمین دلیل بار دیگر برنامه امنیت اخلاقی را رژیم ولایت با شدت هرچه بیشتر برپا نموده است تا از پیوست زنان و مردان برای احقاق ابتدایی ترین حقوق بشری خود، جلوگیری نماید. البته که این پیوست را حکومت ولایت میتواند به تعویق اندازد ولی هرگز نمیتواند سد ظهورش شود. چرا که حرکت بشر بسوی رهایی و آزادی یک ضرورت تاریخی است.
ادامه مطلب
در روز یکشنبه، 19 اردیبهشت(89) 5 نفر از بهترین فرزندان این آب و خاک به جرم «محاربه» به دست الله به دار مجازات آویخته شدند. هر کس این واقعیت را انکار کند یا از حقیقت گریزان است و یا خود را به نادانی و نابینایی میزند. چرا که آئین الله، آئین قدرت است و خشم و خشونت، انتقام است و کین خواهی. اعدام هایی که در رژیم ولایت بوقوع می پیوندد، بیانگر این واقعیت است. آیا میتوان سندی بهتر از این اعدام ها در اثبات ذات خشونت بار، انتقامجو و کین خواه الله، ارائه داد؟
ادامه مطلب