« ادعاهای کهنه، آمارهای غلط و تحلیل های آبکی»،
با این وجود ذکر یک نکته را ضروری دانستم. و آن این است که نباید فراموش کنیم که آقای احمدی نژاد نما و نماینده یک مسلمان کامل است. و آنچه میکند و میگوید تظاهری از باورها و ارزشهای او ست. او نماینده مردم ایران نبوده است و نیست. بلکه او یک دین را نمایندگی میکند. احمدی نژاد را هرگز نمیتوان جدا از دین و باور و بینش دینی او نگریست. این بدان معناست، احمدی نژاد را باید بهترین نمونه قدرتمداری دانست که دین میتواند تولید کند. تنها یک دیندار متعهد و با تقوا است که میتواند از واقعیا ت موجود به برد و در برج توهمات سکنی گزیند. احمدی نژاد مانند هر مسلمان تمام عیاری هرگز هیچ چیز را ارجح بر تعهد ش به دین، ندیده است. او دست پرورده امام معصوم است. او بیشتر در فکر امام است تا فکر مردم. او خود را در برابر امام مسئول می بیند نه مردم ایران. او بر آن تصور است که محبوبیت ش در میان مردم به دلیل رابطه ای ست که با امام معصوم دارد. تنها آن کسی میتواند ادعا کند که خوشبختی در گدا زیستی ست و باور به امام معصوم و قدرت و عقل و خرد جهانگیرش برای فهم از این دنیا کافی ست، که دین دار باشد و حلال و حرام ش را بداند. بی جهت نیست که او خود را بی نیاز از رای و نظر متخصص و کارشناس می بیند.چون او خود جمع آنها ست. چون او به امام تعهد دارد بدون شک بیش از همه میداند. به قله رفیع دانش به آن دلیل صعود کرده است که با عالم غیب در تماس بوده است. او به بحران اقتصادی که گریبانگیر جهان گشته است خوشآمد میگوید چرا که دلالت دارد از فرا رسیدن آخر زمان و خروج امام از غیبت.
نقد رئیس جمهور از سرمایه داری و اقتصاد جهانی البته نقدی ست دینی. او یکی از عمده ترین دلایل بروز بحران جهان گیر را ربا خوری و عدم رعایت حلال و حرام معرفی میکند. روشن است که این بحران اقتصادی البته کوچکترین اثری بر اقتصادی که تحت مدیریت احمدی نژاد بنا گردیده است ندارد. شاید البته به آن دلیل که در دوران حکومت دین یک چیز را بیش از هر چیز دیگری را در زندگی آموخته ایم و آنهم جدا ساختن حلال ها از حرام ها بوده است. این است که اقتصاد ایران صد ضربه شده است. زمینه این یاوه گویی ها این واقعیت است که تمام شاخص های اقتصادی نشان میدهد که وابستگی اقتصاد کشور به اقتصاد جهانی و بویژه غرب بطور روز افزونی شدیدتر شده است. برای تامین بیش از 85 درصد هزینه ها به درآمد حاصل از نفت وابسته بوده ایم. در نتیجه در حالیکه مصرف انرژی و خوراکی دو قلم اساسی زندگی مادی، افزایش می یابد بنیه تولیدی به ضعف و بیماری کشیده میشود. فراموش میکند که وی صادر کننده خالص بنزین و گندم و دیگر کالاهای مصرفی بوده است.افزایش وابستگی اما تنها چیزی نیست که او انکار میکند. او منکر تورم و بیکاری هم هست. افزایش تورم و بیکاری را دسیسه بدخواهان و دشمنان دولت بشمار میآورد. و گرنه گویا که ایران یکی از پرشکوه ترین دورانش را به لحاظ اقتصادی به سر میبرد که خود به قول احمدی نژاد نتیجه تحریم های اقتصادی بوسیله قدرتهای جهانی بوده است. ریشه این عادت به انکار حقایق و مسئولیت ها را نیز باید در باور احمدی نژاد و اردت خالصی که او با امام غایب دارد، جستجو نمود. این بدان معناست که احمدی نژاد زیاد نگران آینده نیست. بلکه او به گذشته است که میخواهد جامعه را باز گرداند. گذشته ای که در آن امامت با حکومت یکی بود. نمیتوانی منتظر ظهور باشی و خوبیها و زیبایی ها را زشت و بد نبینی، به افزایش فقر و محنت و تنگدستی، ظلم و بی عدالتی و ستمگری، خوشآمد نگویی.
ذکر این نکته را بآن دلیل ضروری دانستم که در نگاهی وسیع تر رفتار و گفتار هر قدرتمداری در جامعه را باید تبلور دین و از آن جدا ناپذیر دید. چرا که جامعه ما یک جامعه دینی است و بوسیله دینداران و براساس اصل و اصول دین اداره میشود. رهنمای هر تدبیر و اندیشه و رفتار و گفتاری دین است و ارزشهای دینی. بعبارت دیگر، نه رئیس جمهور است مسئول و نه هیچ یک از آیت الله ها و حجت السلام های حاکم، بلکه دین است مسئول و ارزشها و باورهای دینی. این احمدی نژاد نیست که ایران را بسوی منجلاب میکشاند بلکه آن دینی است که او و هیئت حاکمه بدان باور دارند.