مصادیق بد حجابی

از زمان ظهور موسای زمان، رئیس جمهور احمدی نژاد، ایران در راهی گام نهاده است که تمدن غرب و شرق را در هم نور دیده و در علم و تکنولوژی استاندارد های نوینی خلق کرده است. به فن آوری انرژی هسته ای، در مدت کوتاهی کمی بیشتر از بیست سال، دست یافته و چرخه سوخت اورانیوم را تحت رهبری اندیشمندانه رئیس جمهور، کامل ساخته است. ایران هم اکنون به لحاظ سیاسی و اقتصادی و فرهنگی به یک ابر قدرت منطقه ای تبدیل شده است و همه جا شیطان بزرگ را به چالش میکشد. این را فقط میتوان یک معجزه الهی نامید.
ایران اسلامی در زمینه اخلاق، تقوا و پرهیزکاری تقریبا نمونه کامل جامعه ی انسانی گردیده است. ایران تنها کشوری ست که در مسیر پیامبران رهسپار است. نیکی و مهربانی، خیر و خوبی همه جا را فراگرفته است. دیگر نه شر مانده است و نه شرارت، نه سرقت و جنایت. همه هرچه هست، تسلیم است و اطاعت، فرماندهی است و فرمانبرداری.
طبق پژوهشهای علمی که برهبری سردار را دان در نیروهای انتظامی صورت گرفته است 90% مردم خود را سخت پابند ارزشهای اسلامی میدانند. تنها 10 در صد از جمعیت است که هنجار شکن اند و برخلاف ارزشهای جامعه حرکت می کنند و سرپیچی و گستاخی از خود بروز میدهند. آیا این خود یک موفقیت استثنائی و بسیار خیره کننده نیست؟ این موفقیت را باید مدیون تدابیر الهی دینداران حرفه ای دانست که از بکارگیری قهر و قدرت در اخلاقی ساختن جامعه هرگز بخود شک و تردید راه نداده اند. چون راه انبیا دلبخواهی و یا یک گزینش فردی که نیست. همه بدون استثنا باید پیشرفت نموده سعادتمند شوند. اینست که حکومت اسلامی یکبار دیگر هوشیارانه و با قاطعیت تمام به مبارزه با مصادیق بد حجابی پرداخته است. نیروهای انتظامی خود را بسیج نمود ه که آن 10 در صد ناهنجاریهای اخلاقی را بر اساس آخرین تحقیقات علمی سرکوب نموده و برای همیشه از میان بردارد.
بنا بر گزارش اعتماد ملی، سردار رئیس پلیس تهران دریک نشست مطبوعاتی این جمعیت ده درصدی را که به هنجار های اسلامی اعتنایی ندارند هنجار شکنان ، و بد حجا بان شناسایی نموده است و آنها را مبتلا به امراض روانی خوانده است. وی خاطر نشان ساخت که با توکل به خدا و با اجرای طرح عفاف، پدیده هنجار شکنی را بر خواهد انداخت. جناب سردار را دان سپس مصادیق بد حجابی را طبق پژوهشهای علمی چنین تعریف میکند:
پوشیدن شلوارهای کوتاه، استفاده از شال های کوچک که مو را نمی پوشاند و در اصطلاح به آنها " نوار" گفته میشود، استفاده از مانتوهای کوتاه و تنگ و لباس های کوتاه و بدن نما.
بعضی ممکن است از سخنان سردار پلیس برداشت درستی نداشته باشند. و فکر کنند که این ده درصد با شلوارهای کوتاه که میتواند تا بیخ ران هم برود و رانها را نمایان سازد، همانگونه که زنان در کشورهای غربی میپوشند، در کوچه و خیابان ظاهر شده اند. اگر چنین بود قیامت بر پا میشد و امام، دیگر در انتظار نمی ماند. جناب سردار منظور شان آن است که شلوار نباید آنقدر کوتاه باشد که قوزک پای زن را نمایان سازد. پس نمایان بودن قوزک پا، یا بخشی از موی سر و آن پوشاکی که سبب آشکار سازی برجستگیهای جسم زن گردد، از مصادیق بد حجابی اند.
در شرایط کنونی تنها چیزی که حکومت اسلامی را مورد خطر و تهدید قرار داده است، پدیده بد حجابی ست، نه گرانی و بیکاری ست و نه فقر و تنگدستی ست که باید ریشه کن شود. چرا که بد حجابی سبب تجاوز بحریم مردان شود. چرا که نظری به قوزک پای زن و یا موی سر و یا برآمدگی اندامش، افسار عقل و خرد مردان مسلمان را از هم بگسلد ، غرایز حیوانی و لذت جو را در آنها زنده سازد و او را پاک مست و مدهوش کند. در چنین شرایطی احتمال قوی وجود دارد که مرد مسلمان دامن اختیار از دست بدهد و به اعمال گناه آمیز دست بزند. چرا که مردان دیندار، مردانی هستند بسیار حساس. در اثر تحریکات به سرعت واکنش نشان میدهند. این ست که زن پاکدامن و با عفت باید خود را همیشه از چشم مرد دیندار پنهان دارد. چون او را سخت پریشان کند و موجب آن شود که از مسیر انبیا انصراف دهد و راه میکده و میخانه در پیش گیرد.
جناب سردار دوست دارد مردم را رهسپار بهشت کند. چه فایده از قهر و قدرت اگر نتوانی آنرا در راه نیکی و خوبی بکارگیری. این یکی از اصول اخلاق دینداری ست که هدف توجیه کننده ابزار شود، حتی اگر قهر و خشونت، تنبیه و مجازات، ذبح و سنگسار باشد.
اما چه جای نگرانی ست. در این مورد هم پژوهش های علمی به امداد نیروهای انتظامی آمده است.. وی در تشریح یافته های این پژوهشها، اظهار داشت که بدحجابان از چند گروه مختلف تشکیل شده و دارای ویژگیهای خاص خود میباشند. اعتماد ملی گزارش میدهد که:
وی افزود: پلیس در همین رابطه روی موضوع پوشش، بررسی های علمی در دانشگاه های ناجا و تهران نشان میدهد که افراد بد حجاب کمتر از 10 درصد مردم جامعه در بخش زنان هستند و به چند گروه تقسیم می شوند: گروه اول، افرادی هستند که فاقد هویت بوده و به دنبال هویت گمشده خود میگردند. گروه دوم بیماران روانی هستند که دارای اختلال شخصیتی بوده و می خواهند یک شخصیت نمایش گرانه داشته باشند که نمونه های آن را، هم در پسران و هم در دختران شاهد هستیم. گروه سوم را نیز افرادی تشکیل می دهند که دارای اختلال و انحراف اخلاقی هستند و تعدادشان بسیار اندک است و در پایان گروهی هیجان مدار که مد گرا هستند و تعریفی از مد ندارند، این افراد حس می کنند می توانند هیجان خود را با توجه به نوع پوشش تخلیه کنند. و در ادامه یاد آور شد: یکی دیگر از یافته های این نظر سنجی علمی این بود که افراد بد حجاب به این دلیل این نوع پوشش را انتخاب می کنند که حس می کنند در غیر این صورت از جامعه و دوستا نشان عقب می افتند[تاکید از نگارنده است] (اعتماد ملی،دوشنبه 20 فروردین 1386 ).
دریغ اگر این یافته های علمی در اختیار جامعه شناسان و روانشناسان و متخصصین آسیب های اجتماعی قرار نگیرد تا آنها نیز بتوانند راه پیشرفت و سعادت را بیاموزند.بی هویتی، اختلالات شخصیتی ، انحرافات اخلاقی و مد گرائی، از نوع بیماریهای روانی ست که همه ریشه در بد حجابی دارند.
بد حجابی که مصادیق آنها مذکور آمد بی تردید از بزرگترین ضایعات جوامع بشری ست. که ایران اسلامی علتها و عوامل آنرا شناسایی نموده و بر اساس آن برنامه عفاف را طرح ریزی کرده است. چرا که در جامعه دیندار هویت که یک چیز اختیاری نیست. هستی و کیستی و چیستی فرد مشروط است بر آنکه ظاهر شود بر اساس بخشنامه ها و اوامر دادگستری و نیروهای انتظامی. مسلم است که اگر بیمار و منحرف نباشی، هرگز مرتکب بد حجابی نشوی. آنچه جامعه دینداران را مبدل ساخته است بیک جامعه نمونه و استثنائی، این ست که در آن نباید وجود داشته باشد یک بیمار روانی با اختلالات شخصیتی و یا اخلاقی و انحرافی. بد حجابی باید که ریشه کن گردد تا احساسات و عواطف آتشین خفته مانند تا نکشانند به ویرانی بنیان اخلاق و دین و دینداری. چگونه میتوان در این جامعه اسلامی الهی دارای هستی باشی و بخود افتخار نکنی. اینست حرف روشنایی.