احمدی نژاد و حلول امام زمان

بعضی ها اعتراض کرده اند که احمدی نژاد را با صاحب زمان یکی کردن و او را فردی دانست که امام برای حلول در جسم ش برگزیده است نهایت توهین و بی احترامی است. اولا باید عرض کرد نیت این نگارنده آلوده نیست، یعنی قصد هرگز توهین و بی احترامی نیست چون هیچ نجوید و نخواهد جز روشنایی. در تاریکی محدود است دید و بینش انسانی. یکی از ویژگیهای روشنایی است که هر جا که ظاهر شود نمایان سازد چیزها را همانطور که هستند نه آنچه که باور داریم که چیزها هستند. مسلم است در روشنایی بهتر توانی تمیز دهی چهره کریه را از زیبایی. بهمین دلیل شوکه شویم وقتی بینیم که آنچه زیبا و شیرین و دلپذیر می پنداشتیم زشت شود و تلخ و تحقیر آمیز.
اگر از حلول صاحب زمان در پیکر آقای احمدی نژاد خبر دادیم بر اساس بهره ای بوده است که برده ایم از علم امام شناسی. گفته شد که اگر کسی چیزی از علم امام شناسی بداند، چند چیز را نمیتواند مورد تردید قرار بدهد. اول: امام معصوم و مظلوم و دارای عصمت پیامبری ست. دوم: امام، امامت کند و گسترد عدل و عدالت را در سراسر جهان. چهارم: امام موجود نا موجود است، هم هست و هم نیست. هم در این دنیا ست و هم در عالم غیب. بعبارت دیگر، در خارج از محدوده قوانین طبیعی میزید. بر این اساس گفته شد که هر کس درصدی از این خصوصیات را داشته باشد، ممکن است آن فرد استثنایی باشد که امام برای حلول در پیکرش برگزیده است.
امام خمینی بیش از هر کس دیگری دارای این ویژگیها بود. در اینکه چهره اش آسمانی بود کسی که تردید نتواند کرد. کوچک و بزرگ، پیر و جوان مجذوب چهره پاک و مطهرش بودند. به فرمانش جان را فدا میکردند. در راه خدای یکتا و تحصیل رضایش هر گردنی را از تن جدا میساخت و از ریختن هر خونی هرگز هراس نداشت. ادعای ما اینست که احمدی نژاد نیز دارای این خصوصیات است. البته به لحاظ چهره، به زیبایی امام خمینی نیست اما شباهت او بیشتر از امام خمینی به امام زمان است. در روایات آمده است که امام سیه چرده است و دارای قامتی است نه بلند و نه کوتاه. از قیافه که بگذریم به معصوم بودن ویژگی اصلی و اساسی امام میرسیم. سوال شد که آیا کسی توانسته است دلیل و مدرکی ارائه دهد مبنی بر خطا کار بودن و گناهکار ی آقای احمدی نژاد. تا کنون دروغ که نگفته است. وقتی میگوید که نیروهای غیبی در گزینش او برای مقام ریاست جمهوری، دخالت داشته اند براستی میگوید و درستی. در غیر اینصورت اگر ملت قرار بود با عقل و خرد انسانی خود بدون نفوذ و تاثیر خرد الهی، بپای صندوق انتخابات بروند آقای احمدی نژاد باین مقام هرگز برگزیده نمیشد. آیا دروغ است وقتی میگوید هنگام سخنرانی در مجمع بین الملل یک هاله نورانی در پشت سرش نمایان شده بود که مدعوین حاظر در سالن را همه مات و مبهوت ساخته بو؟ مگر آن هاله مقدس میتواند بدون اراده غیبی پشت سر کسی ظاهر شود. یا وقتی از عدالت گستری سخن بمیان میآورد و میگوید در دنیای کنونی ملت ایران پرچمدار عدالت است و در پی برقراری عدل و عدالت در سراسر جهان است، باید دروغ تلقی شود؟ همین اخیرا پیامی برای پاپ فرستاد و از وی خواست که در را ه پیامبران گام بردارد. روزنامه اعتماد گزارش میدهد که:
رئيس جمهور در اين پيام با تاکيد بر لزوم استفاده از آموزه هاي مشترک انبياي الهي به ويژه بازگشت به مسير توحيد و عدالت خواهي، اين امر را راه حل برون رفت از مشکلات فعلي بشر عنوان کرده است.
با استفاده از این آموزه های الهی است که آقای احمدی نژاد عدل و توحید را بر ایران حاکم گردانیده است. اینرا که نمیتوان دروغ پنداشت. و یا وقتی اظهار میدارد که اصرار او بر دست یابی به انرژی هسته ای صلح آمیز و در خدمت گسترش دوستی و مهربانی است، در صداقتش که نباید تردید بخود راه داد. مهمتر از همه آنکه آگر آقای احمدی نژاد تهی از خصال امام بود باید اندیشه اش تنها باین دنیا و جامعه ایران محدود بود، حال آنکه او بآن دنیا دیگر و قیامت میاندیشد. او جوینده سعادت است هم در این دنیا و هم در آخرت. حال پرسش اینست کیست جز امام زمان که چنین بیاندیشد.
اینجا یک بحث اساسی و بسیار جدی مطرح است. و آن اینست که اگر امام زمان زنده است باید موجودیت داشته باشد. بهمین دلیل باید در مکانی باشد. و آن پیکر انسانی است. البته روایات است که امام زمان روی منبر نور نشسته است. تردید در این نیست ولی همین وجود نوری است که میتواند در پیکر های مختلف در زمانهای متفاوت بنابر حکمت الهی حلول یابد.
بنظر این بنده اشکال کار در آنجاست که ملت اکثرا امام پرستند اما بسیار اندک هستند آنان که امام را می شناسند. حرف روشنایی آن است که اجازه دهید بدون ایجاد رعب و وحشت مردم امام پرست، را دعوت کنیم به نظاره، صاحب زمان در نور بینایی درخشش روشنایی، شاید که در آنصورت مجبور نخواهند بود که تا قیامت در انتظار بمانند. اینست حرف روشنایی.