رئیس جمهور احمدی نژاد و چاقوی زنجان

Rowshanani--Chaghoo احمدی نژاد بار دیگر به یکی از شهرهای ایران، یعنی زنجان سفر نمود و در برابر مردم آن شهر به خطبه خوانی پرداخت. اما نه از مدیریت جهانی امام معصوم سخنی بمیان آورد و نه بشریت را بسوی راه انبیا دعوت نمود. حتی به موضوع مورد علاقه اش که در تمام دوران حکمرانی خود بدان اشتغال داشته است، یعنی فن آوری هسته ای و دسیسه های بیگانه گان،توجه چندانی نشان نداد.

متاسفانه وجود خداوند خامنه ای به آقای رئیس جمهور اجازه نمیدهد که در نقش پدر در برابر ملت ظاهر شود. اما این به هیچ عنوان سبب نشود که وی نتواند و یا نخواهد نقش برادر بزرگتر را ایفا کند. وی در جمع مردم زنجان اعلام نمود که:

ما مصمم هستیم مشمولان سهام عدالت را تا پایان سال به 42 میلیون نفر برسانیم. مصمم هستیم یارانه ها را به صورت هدفمند و عادلانه بین همه مردم توزیع کنیم. هم چنین مصمم هستیم با سفر به همه جای کشور و توجه به همه نقاط ایران امکانات و فرصت ها را عادلانه قسمت کنیم (آفتاب، پنجشنبه،30 آبان 1387).

آقای رئیس جمهور از تقسیم سهام عدالت به آن گونه سخن میراند که گویی مالکیت پدر خود را میخواهد بین مردم تقسیم کند. وی از هرگونه توضیحی در باره اینکه این سهام از کجا میآیند و به چه کسی تعلق دارند،چه سود شخصی و جمعی در تقسیم این سهام نهفته است و آیا در ارتباط با بر انداختن بیماری کشنده تورم و بیکاری، افزایش روز افزون، فقر و محنت و تنگدستی هست، یا نه، سر باز میزند. اما از وعده و وعید هیچ دریغ نکند. رئیس جمهور به مردم زنجان و از آنجا به مردم ایران خاطر جمعی میدهد که:

دولت ریشه مشکلات اقتصادی را شناسایی کرده است. طرح تحول اقتصادی را ارائه کرده ایم تا امور بانک ها، بیمه ها و گمرکات، یارانه ها و زیر بناهای اقتصاد را اصلاح کنیم.(همانجا).

بعبارت دیگر، آقای رئیس جمهور در این سه سال و چند ماهی که از دوران مسئولیت ش به عنوان رئیس دولت نهم و یا رئیس کارگزاران خداوند خامنه ای، ضمن دعوت مردم دنیا به راه انبیا و کسب فن آوری غنی سازی هسته ای و در گیری با دشمن خارجی، به امر شناسایی ریشه بیماریهای اقتصادی نیز اشتغال داشته است و زمینه را آماده ساخته است که در دور دوم حکمرانی خود همه را به ثمر و بهره وری برساند. باین دلیل است که مردم ایران باید آسوده خاطر بیارآمند که زمستان سرد بزودی به پایان رسد و پرشان حالی و فقر و خفقان، خاتمه یابد. فصل بهار فرا خواهد رسید و زندگی بار دیگر شکوفا خواهد گردید اما در همین خطبه است که احمدی نژاد نشان میدهد که او نمیتواند از سرشت خود فاصله بگیرد. اگر وعده و عیدی میدهد، به آن دلیل است که به ستیز خصومت جویی، ابراز خشم و خشونت و تهدید و تحریک بپردازد.

وی سپس به تقلید از عوامفریبان بزرگ تاریخ، همچون گرگ خشمگین میشود و چنان به غرش و خروش در میآید که هر جنبنده ای را از ترس و وحشت بدون درنگ وادار به هزیمت میکند. او دندان تیز و برنده خود را به دشمنان خویش نشان میدهد:

امروز دشمنان ایران به جایی رسیدند که حرف های بی ربط و گنده تر از دهانشان می زنند. حرف هایی که به قد و قواره شان نمی خورد (همانجا).

چه چیزی سبب شده است که دشمنان ایران اینگونه گستاخ شده باشند، که در برابر یکی از بزرگترین فدائیان و جان نثار ان امام معصوم قرار بگیرند، در ابهام میماند. اما معلوم است که رئیس جمهور، گستاخی دشمنان را نتیجه رفتار ملایم و محبت آمیز خود بادشمنان ملت میداند. اما یک موضوع را احمدی نشان بخوبی روشن میسازد و آن این است که اینان، دشمنان ایران هستند نه دشمنان اسلام و در داخل میزیند و نه در خارج از کشور. رئیس جمهور به مردم زنجان اطلاع میدهد که:

دشمنان ما حاضر بودند با موضوع هسته ای کنار بیایند ولی عزت و استقلال ما را زیر پا بگذارند؛ بطوریکه ما تحت حکومت آنها باشیم اما ملت ایران با وحدت خود چنین اجازه ای را به آنها ندادند. آنها باید بدنند که اگر بخواهند به حقوق ملت ما تجاوز کنند، مردم زنجان تو دهنی به آنها خواهند زد که راه خانه شان را گم کنند (همانجا)

احمدی نژاد از شناسائی خیانتکار ان وطن فروش سر باز زده و مطابق معمول چهره آنها را در پرده ابهام نگاه میدارد. بدیهی ست که هر چه سیمای دشمن مبهم تر تحریک و تهدید ساده تر. اما گویا این ملت ایران و یا وحدت ملی ( نه مذهبی) بوده است که از خیانت وطن فروشان جلوگیری بعمل آورده است. مسلم است که وقتی یک چنین دیوار عظیم دفاعی همچون وحدت ملی وجود دارد احمدی نژاد وظیفه اصلی خود میداند که حفظ و تداوم آن را تضمین کند .و یه دشمنان وحدت ملی که خود خالق و تبلور آنست،اخطار میدهد که عقوبتی بس سهمناک در انتظار آنهاست:

دولت موظف است از وحدت ملی دفاع کند و دست هایی که در داخل و سطح جهان بخواهند علیه وحدت ملی فتنه انگیزی کنند را قطع کند (همانجا).

رئیس جمهور دشمنان وحدت ملی را سزاوار چیزی جز خشم و خشونت نمیداند. واضح است که قطع دست متهم و مجرم از نوع مجازاتی است که هم مورد تایید و تصدیق و علاقه شدید الله است، و هم پیامبر بزرگ و امامان معصوم. بنابراین، چه جای شرم است و استتار و ابهام گویی ست وقتی سخن از قهر است و خشم و خشونت. رک و پوست کنده تهدید و تحریک و رجز خوانی، از خصوصیات برجسته احمدی نژاد است.

در پایان خطبه خود، رئیس جمهور به توزیع عادلانه رایانه ها باز میگردد. و بار دیگر به مخالفین عدالت و آنها که شکم های سیر دارند اخطار میکند که از توهین به ملت ایران خود داری کنند.

بعضی ها میگویند اگر یارانه ها را بین مردم توزیع کنیم، گدا پروری ست. اما هدفمند کردن یارانه ها از نظر ما عدالت است. به مخالفان آن میگوییم به ملت ایران توهین نکنید. اگر این یارانه ها را به افرادی مثل شما که جیب خود را پر کرده اید و شکم هایتان را سیر کرده اید ، بدهیم بخورید گدا پروری نیست ولی اگر به مردم بدهیم گدا پروری قلمداد میشود؟

آنها که به سخنان احمدی نژاد اعتنایی میکنند، هیچ شکی ندارند که رئیس جمهور، چه شخصی را مورد حمله قرار داده است. که کسی نیست مگر هاشمی رفسنجانی، که یکی از رقبای اصلی قدرت و در ردیف فوقانی ساختار قدرت و فقاهت قرار دارد. چه کسی جز هاشمی رفسنجانی میتواند به انتقاد از رئیس جمهور بپردازد. این هاشمی رفسنجانی بوده است که آنچه احمدی نژاد هدفمند ساختن توزیع رایانه ها و یا اجرای عدالت می پندارد، گدا پروری توصیف نموده است. هاشمی رفسنجانی خود خطبه گویی ماهر است و در عوامفریبی باید او را استاد احمدی نژاد دانست. او از انصار برگزیده امام بوده است و هم اکنون یکی از نزدیکترین دلسوزان خداوند خامنه ای ست. یعنی علیرغم انتقاد بجایی که از طرح بزرگ اقتصادی رئیس جمهور دارند، رفسنجانی را باید از معماران اصلی نظام فرمانروایی و فرمانبرداری دانست. و عامل اساسی شرایطی که در آن تنها جوجه دیکتاتور هایی همچون احمدی نژاد رشد نموده به بلوغ برسند..

آفتاب یزد گزارش میدهد که : احمدی نژاد در ادامه سخنان خود به چاقوی زنجان اشاره کرد و گفت:

من میگویم چاقوی زنجان برای زندگی کردن عادی مردم مثل میوه پوست کندن و غذا درست کردن است اما بدخواهان این دولت باید بدانند که اگر بخواهند به ملت ایران تجاوز کنند، ملت ایران با چاقوی زنجان دست و پای آنها را قلم خوهند کرد (همانجا)

مسلم است که از این پس دولت هرگز بدخواه نخواهد داشت. چرا که بدخواه دولت یکی است با بدخواه ملت. تردید نباید داشت که بکار گیری زبان خشم و خشونت و چاقوی زنجان برای قلم کردن دست و پای بدخواه دولت و ملت، امری ست خیر و پسندیده، یعنی تبلور قهر و قدرت. بی جهت نیست که او قصد دارد که به تمام نقاط کشور سفر کند. رئیس جمهور در این سفر ها هیچ هدفی را در نظر ندارد مگر حمله به رقیبان قدرت و تشویق و ترویج خشم و خشونت و خونخواهی.

چه چیزی مردم را به پای خطبه خوانی های رئیس جمهور میکشاند، سوالی ست که کمتر کسی میتواند با خاطر جمعی بدان پاسخی بدهد. به هر دلیل که بوده باشد،دریافت دستمزدی ناچیز برای رفع نیازمندیهای روزمره و یا کنجکاوی های گوناگون، می توان مطرح کرد که آیا مایه شرم و حیا نیست اگر درصد قابل ملاحظه ای از مردم با رضایت و به قصد حمایت از رئیس جمهور در خطبه خوانی های وی حضور یابند و به سخنان او گوش فرا دهند ؟ چرا که عوام فریبان هرگز نمیتوانند آنچه خوب و زیبا است در درون مردم، به منصه ظهور در آوردند . آنها خودشان را در پشت مفاهیمی همچون عدالت و ملیت پنهان میکنند، که به تحریک و تهدید پرداخته و مردم را به خونخواهی و انتقام جویی دعوت کنند. متاسفانه و یا خوشبختانه باید بگوییم که با وجود آقا بالا سری همچون خداوند خامنه ای، احمدی نژاد فقط میتواند به تقلید عوامفریبان بزرگ در نقش برادر بزرگ ظاهر شود و با چاقوی زنجان به دفاع از دولت نهم که به نظر احمدی نژاد با مردم یکی است و مورد تایید و تصدیق امام معصوم نیز قرار دارد، بپردازد. شاید تماشای یک شعبده بازی و یا جادو گری ست، که مردم را به مجلس خطبه خوانی های احمدی نژاد می کشاند.

م.ن. معرفت