خداوند خامنه ای هنوز از بیخ آسمانها فرمانروایی میکند. خبر ندارد که خطه ی زیر پایش سخت بخود لرزیده است و بسیاری از بت ها و اسطوره ها فرو ریخته اند. انبوه مردم بر رای وی مبنی بر گزینش، ریاست جمهوری، آقای احمدی نژاد در 22 خرداد، شوریده اند، و چیزی کمتر از برچیدن بساط حکومت دین برهبری ولی فقیه را نخواهند و نجویند. با این وجود بار دیگر، ولایت فقیه در دیدار با اعضای «شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی،» بریاست فرشته ی مقرب، آیت الله جنتی، به پیروی از الله به "خواص " که به یکتایی و وحدانیت او شک و تردیدی بخود راه داده اند، اخطار داد که هیچ چیز تغییر نکرده است. که او یکی است جز او نیست دیگری. حرف و فرمان او نهایی ست و بجز آن نیز نه حرف دیگری هست و نه فرمانی. پس ثواب و صلاح آن است که راه تواب گیرند و از "دو پهلو گویی" اجتناب، در شفافیت و صراحت، بیعت خود را با ولی فقیه اعلام نموده سر تسلیم و اطاعت فرو آورند. گویی که اگر خواص همانند دیگر مزد و ران و کارگزاران چاپلوس و تملق گویش سر تعظیم و فرمانبرداری در آستان ش فرود آورند، زمین در زیر پایش از لرزش باز ایستاده و آرامش و سکوت برقرار خواهد گردید.
ادامه مطلب
اگر آقای محمد خاتمی، رئیس جمهور سابق ایران، یکی از رهبران جنبش سبز است، این نگارنده را جنبش زردش آروزست. آقای خاتمی در خطبه ای که به گزارش ایلنا در دیدار با شورای مرگزی مجمع نمایندگان ادوار مجلس، ایراد نمود، نشان داد که خود یکی از بازیگران برجسته ی نظام حاکم است. مهارت او را در فریب و ریا و نیز جادوگری، نباید کمتر از امام خامنه ای و رئیس کار گزارانش، احمدی نژاد، ارزیابی نمود. وی همآنند دیگر فرمانروایان حکومت دین سخت پای بند گفتمان ریا کاری ست.
ادامه مطلب
عاشورای امسال (محرم 1388)، عاشورای دیگری بود. یک عاشورا در کوچه پس کوچه ها و خیابانهای تهران در حال وقوع بود. یکی دیگر در تکیه ها و حسینه ها و مساجد برپا گردیده بود. یکی در دود و آتش و در خشم و خشونت و کشتار و خونریزی غرق شده بود. در دیگری در مقاتله ی امام حسین روضه و نوحه میخواندند و برای مصائب آن امام بر سر و سینه خود میکوبیدند، اشک میریختند و بر اساس رسم و آئین دیرینه عاشورای حسینی را جشن گرفته بودند.
ادامه مطلب
زمانی بود که ایرانی آن هنگام که زیر بار ظلم و ستم فرو میریخت. درمانده و عاجز میماند. مایوس و نا امید میگشت. به خالق یکتا و یگانه، الله، پناه میبرد. از او میخواست و امیدوار بود که داد او را بستاند، حق را به حق دار بدهد و سرانجام عدالت را بر قرار گرداند. هم اکنون که الله خود حاکم گردیده است، به کیست که ایرانی میتواند پناهنده شود؟ به پیشگاه کدام خدا است که باید شکایت خود را ببرد؟
ادامه مطلب
نزدیک به شش ماه است که نا ممکن ها، ممکن و نشدنی ها شدنی، شده اند. تابوها شکسته و بت ها فرو ریخته اند. ولایت باطل و ولی فقیه آماده دفن گردیده است. شش ماه است که پایان رژیم دین، رژیم فریب و ریا،رژیم سرکوب و سلطه، آغاز گردیده است. شش ماه است که رژیم مهلک ترین ابزار خشم و خشونت و بیرحمی را بکار گرفته است. زده است. کوبیده است. اعتراض و مقاومت را با ضربات کشنده، با زندان و شکنجه، با تجاوز و اعدام پاسخ داده است. اما بجای آنکه اعتراض و مقاومت خاموش شود و نظام تسلیم و اطاعت، یعنی نظامی که بر اساس ارزشهای اسلامی بنیان گذاری شده است به ترمیم خود بپردازد، هر موجی از اعتراض و مقاومت که پس از موجی دیگر برخاسته است، عظیم و شگفت انگیز تر بوده است. این امواج هنوز به اوج خود نرسیده اند که آن نیز روزی فرا رسد و بساط رژیم دین و حکومت آیت الله ها و حجت الاسلام ها را واژگون ساخته با خود میشورد و به زباله دان تاریخ میسپارد.
ادامه مطلب
شرم و حیا، نه اطاعت و فرمانبرداری، یک فضیلت اخلاقی ست که ولی فقیه تا کنون ثابت کرده است که فاقد آنست. بجای آنکه از تخت خلافت فرو آید و به خلا رود، آنجاییکه درس و مشق فقاهت و اجتهاد خوانده است، به نفی و انکار واقعیت میپردازد. که خانه امن است و در رفاه و آسایش. نه رای کسی را میدزدند و دست به کودتای خزنده میزنند و نه خانه و ثروت کسی را به غارت میبرند. نه سرکوب است و نه ضرب و شتم، نه فقر و محنت. اگر شکافی هست، اگر این جا و آنجا گله و شکایتی هست، ولی فقیه اعلام کرده است، که دسیسه ی «زور گویان جهانی» ست.
ادامه مطلب
زمانی بود که ایرانی آن هنگام که زیر بار ظلم و ستم فرو میریخت. درمانده و عاجز میماند. مایوس و نا امید میگشت. به خالق یکتا و یگانه، الله، پناه میبرد. از او میخواست و امیدوار بود که داد او را بستاند، حق را به حق دار بدهد و سرانجام عدالت را بر قرار گرداند. هم اکنون که الله خود حاکم گردیده است، به کیست که ایرانی میتواند پناهنده شود؟ به پیشگاه کدام خدا است که باید شکایت خود را ببرد؟
ادامه مطلب
بعضا بر آنند که ولایت فقیه و کار گزاران ش، با جنایاتی که تا کنون بر علیه بشر مرتکب شده اند، گور حکومت اسلامی را می کنند. حال آنکه آنها به کاری بس بزرگ و سرنوشت ساز تری دست زده اند. آنها گورکن الله هستند. آنها مقدمات یک عزاداری شگفت انگیز را تهیه می بینند. عزای مرگ الله. چرا که الله خود نیز در دام شیطان گرفتار گردیده و در پی وصلت با عروس فریبنده ی قدرت، آسمانها را ترک نموده و گام بر زمین نهاده به زمره ی میرندگان پیوسته است. الله تن خود را نا دانسته بزمین آلوده نموده و زمینی گشته است. این است که مرگ ش فرا رسیده است. ما ایرانیان باید این وظیفه سترگ را بدوش بگیریم و نا قوس مرگ الله را برای جهانیان بصدا در آوریم. کدام ارباب است که مرگش رعیت را خوش نیاید و امید به رهایی را در دل او زنده نسازد. وقتی ایرانیان به خیابانها میریزند، به استقبال مرگ الله است که می شتابند. وقتی شبانگاه ان بر بام ها فریاد بر آورند الله اگبر، بر دوشن خود تابوت الله است که حمل میکنند. این آغازی ست که باید باستقبال آن رویم، اگر ما از بصدا در آورد نا قوس مرگ الله خود داری کنیم، شانه از زیر بار مسئولیت خالی کرده ایم و به نسل آینده واگذار نموده ایم.
ادامه مطلب
در سفر اخیر خود به شمال ایران، ولی فقیه در خطبه خوانی در شهر چالوس، اعلام کرد که نظام ولایت فقیه« نسخهاي بينظير پس از صدر اسلام است» (نگاه کنید به خطبه های رهبر اعظم در سفر اخیرش به شمال کشور ازجمله چالوس، پایگاه خبری و تحلیی فرارو،مهر 88)). روشن است که تا چه اندازه و درجه ای از رجعت بگذشته، رهبر اعظم بخود میبالد. بازگشت به گذشته و احیای آن از آرمان ها و آرزوهای نظام اسلامی ست. کم نیستند کسانی که قصد اصلی نظام کنونی مبنی بر رجعت به گذشته را زیاد جدی تلقی نمیکنند. گویی که منظور چیزی نیست مگر تحقیر. حتی زمانیکه رهبر خود صریحا اعلام میکند که در واقع در شرایط کنونی بهمانجا رسیده است که حکومت صدر اسلام در 1400 سال پیش از این بوده است، باز هم تمایل دارند که از گوشی بگیرند و از گوش دیگر بیرون کنند.
ادامه مطلب
بعید بنظر میرسد که جنبشی بتواند در رسیدن به اهداف ش موفق شود بی آنکه جنس و ماهیت نظام و یا رژیم حاکم را مورد فهم قرار دهد. چرا که تنها از طریق فهم چیستی و هستی نظام است که میتواند به ویژگی ها و خصایل برجسته خود آگاه شود. جنبشی که فاقد خود آگاهی ست، ممکن است نارسیده، خاموش گردد. این نیز زمانی میسر است که خود را از تعصبات نا خود آگاهانه دینی و خوی بومی گری و بیگانه ستیزی رها سازیم.
ادامه مطلب
نه آقای موسوی و نه آقای کروبی
یاد داشت آقای اکبر گنجی نیازمند یک یادآوری نیز هست. چرا که این جانب بر آن اندیشه بوده است که جنبش اعتراضی مردم، جنبشی ست که مرگ بر دیکتاتور بر آن طنین افکنده است، که میخواهد از گذشته ای که «رهبر» حرف آخر و نهایی را میزند و خود را مالک بر خیزش و خروش مردم میداند فاصله بگیرد. اما گویا این تنها یک اندیشه باطل بوده است که هنوز رهبری هست و رهبرانی و مدافعانی که تعیین میکنند که چه کسی حق دارد چه بگوید و چه نگوید. آقای گنجی این مقدار آزادی را به دیگران داده است که هرچه که دوست دارند میتوانند بگویند و خود را به آزادی، بیان کنند ولی بنام جنبشی که آقایان موسوی و کروبی، رهبران آن هستند، نمیتوانند و یا "حق ندارند " چیزی بزبان آورند.
ادامه مطلب
از کدامین سرزمین اینان، این خون آشامان آمده اند؟ از کجا آموخته اند، این همه بیرحمی، این همه سنگدلی؟ چه چیزی اینان را چنین درنده و سبع، عاری از ترس و هراس وا میدارد که بهر گونه اجحاف و تجاوزی به انسانها دیگر دست خود را آلوده کنند؟ از کجا آموخته اند که چنین باشند: درنده خو و خونخوار؟ اینان همان هایی هستند که در خیابانهای کشور وحشت میآفرینند. میزنند، میکوبند، پاره، پاره میکنند و بدندان میکشند، انسانهایی را که برخاسته و فریاد بر آورده اند که ما انسانیم، ما آزاد هستیم و تن به تسلیم و اطاعت ندهیم. اینان پاسداران نظام اسلامی هستند، که با خود و زره، مسلح به اسلحه گرم و سرد، سوار و پیاده با پوشش رسمی و شخصی، بجان مردمی بی گناه و بی دفاع افتاده اند. اینان باز پرسان و بازجویان، زندانبانان و نگهبانان نظام اسلامی هستند که دندانهای تیز خود را در هستی آنهایی که به چنگال گرفته اند فرو میبرند و شیره زندگی را از وجود شان بیرون میکشند.
ادامه مطلب
آیا آیت الله ها و حجت الاسلام های حاکم، آنها که خود را روحانی میخوانند علمدار ارزشهای اخلاقی و معنوی، میتوانند بار دیگر روضه معصومیت و مظلومیت امامان را بخوانند؟ آیا هنوز میتوانند در باره معانی و مفاهیم عاشورا و قیام امام حسین علیه خلیفه یزید و بیرحمی ها و جنایات وی داد سخن دهند؟ او را محکوم و مردم را به تبعیت و پیروی از امام دعوت نمایند؟ که باید بر علیه ظلم و ستم برخاست و مقاومت نمود؟ آ یا آیت الله ها و حجت الاسلام های حاکم میتوانند ادعا کنند که اسلام دین انسان است و انسان خواهی؟ آیا مردم از این پس همچون گذشته بر فراز منبر نماد زهد و تقوا را مشاهده خواهند کرد یا جلاد ی را با شمشیر خون آلود بدست؟
ادامه مطلب
روز شنبه سی ام خرداد 88، خیابانهای تهران به صحرای کربلا تبدیل شد. بوی خون به مشام میرسید و دود اشک آور، فضا را پر ساخته بود. لشگر یزید آماده بود که در دفاع از نظام تسلیم و اطاعت و یا فرمانروایی و فرمانبرداری، بزند و بکوبد، ویران نموده و خون بریزد. در روز عاشورا اگر چه امام حسین دارای لشگری ناچیز و اندک بود، اما او و یارانش مسلح و شمشیر بدست بودند. امام، قبل از آنکه سرش از تن جدا گردد، صدها سر را با شمشیر خود بر زمین افکنده بود. در عاشورای تهران، سپاهیان خامنه ای، یزید زمان، در برابر لشگر انبوه میر حسین تنی چند، بیش نبودند، اما با خود و ذره و با ابزار خشم و خشونت، تا دندان مسلح به میدان آمده بودند. که پنجه در پنجه لشگری افکنند که تنها جان خود را در کف داشت و بس. لشگر میر حسین نه آموزش رزم دیده بودند و نه از برای جنگ و خونریزی در صحنه ظاهر شده بود. اسلحه ی آنها نه مسلسل و کلت با گلوله های آتشین بود، نه چوب و چماق و نه دشنه و با توم. لشگر خامنه ای بنام دفاع از دین اسلام و اصل و اصول دین محمد برزمگاه آمده بود. در حالیکه لشگر میر حسین عاری از هر ابزار دفاعی برای ابراز عشق به امید و آزادی در برابر لشگر یزید خون آشام قرار گرفته بود.
ادامه مطلب
نماینده الله بر روی زمین، فقیه اعظم علی خامنه ای در روز جمعه، 29 خرداد 88، بر منبر ولایت، جلوس یافت و در دفاع از اخلاق و عدالت اسلامی، به تادیب و تهدید مردم پرداخت. باین ترتیب از قالب روبه به بیرون جسته در جلد پلنگی سیاه و خشمگین فرو رفت، غرید و خروشید. چنگال تیز و نیش های درنده اش را نمایان ساخت. دهان خود را گشود و نعره بر آورد و همه جنبندگان و زندگان را مورد خطاب قرار داد که سکوت کنید و ساکت باشید. نه جیک بزنید و نه ضجه کنید. آرام گیرید و به لانه های خود بخزید. که جای نگرانی نیست که من گرگ را به نوچه گی خود پذیرفته ام و او را مامور بر قراری نظم و امنیت ساخته ام.
ادامه مطلب
در پایان روز 22 خرداد 88، روزی که مردم قدرت خود را با دادن رای و گزینش یکی از کاندیدهای ریاست جمهوری، بعمل در میآوردند، رژیم آیت الله ها و حجت الاسلام ها سر انجام باطن خبیث و اهریمنی خود را بمنصه ظهور رساند. چرا که اینبار سحر و جادو و ریاکاری در فریب مردم کار گر نیافتاد و ناچار حاضر شد بقیمت رسوایی و بی آبرویی، بنام عدالت و پیشرفت، بزشت ترین رفتار غیرانسانی و خلاف وجدان و اخلاق، دست زده و از طریق کودتای نرم و خزنده مردم را از رئیس جمهور منتخب خود محروم ساخت.
ادامه مطلب